مهمترين تأليفش شرحي است بر موجزالقانون (يا الموجزفيالطب) ابن نفيس (سيزدهم ـ2)، كه خود آن تلخيصي است از
قانون ابنسينا.
او بر الكشاف عن حقائقالتنزيل، اثر قرآني معروف زمخشري (دوازدهم ـ1) در تفسير قرآن، حاشيه نوشت و ا
ﻹيضاح في المعاني والبيان
خطيب دمشقي (چهاردهم ـ1) را شرح كرد.
اسحاق بنمراد گِرِدي
پزشك ترك كه به تركي مينوشت (برآمدنش حدود 1388ـ1389م/ 791 ه ق). او در گِرِدِه واقع در شمال آناطولي (در حدود 100 كيلومتري شمال باختري آنكارا) برآمد و احتمالاً در همانجا زاده شده بود. در آن هنگام، گرده مهمترين شهر امارت قيزيل احمدلي، در جنوب درياي سياه و تقريباً مطابق با پافلاگونيهٴ قديم بود.
دو اثر طبي به وي منسوب است: 1) خلاصةالطب؛ 2) خواصالادويه. گفته ميشود هردو كتاب به تركي نوشته شده و در شمار قديميترين آثار طبي به زبان تركي است. هر دو به تاريخ791 ه ق است، كه نشان ميدهد هر دو عنوان يك اثر يا تحريرهاي مختلف آن است. البته عنوانها به عربي است، ولي اينكه متن به عربي نبوده، با نيامدن نام نويسنده و عنوان آن در فهرست مشروح بروكلمان و همچنين وجود نسخههاي خطي تركي تأييد ميشود.
خواصالادويه يك مجموعهٴ گياهي يا ادويهٴ مفرده به شيوهٴ سدههاي ميانه است. موٴلف در گردشهايش در كوهستانهاي اطراف گِرِدِه تجاربي در زمينهٴ برخي گياهان بهدست آورده بود. او نهتنها از علفها، كه از گياهان ديگر و از فرآوردههاي حيواني و معدني هم گفتگو ميكند. كتاب در دو بخش است. در بخش اول از علفها و داروها به ترتيب الفبايي بحث شده است و بخش دوم به كاربردهاي طبي آنها اختصاص دارد. خواص هر دارو بيان و نشانهها و درمان هر بيماري توصيف شده است.
دو نسخهٴ خطي از آن در استانبول موجود است، يك نسخه در كتابخانهٴ اميري (به شمارهٴ 109) و ديگري در توپكاپي سراي (به شمارهٴ 1693) كه دومي كامل نيست؛ نسخهٴ سومي هم در پاريس است.
محمدبن محمود
محمدبن محمودبن حاجي شِرواني، يعني منسوب به ولايت شروان در كرانهٴ باختري درياي خزر. پزشك ترك (ياقفقازي؟) كه در حدود 800 ه ق، براي وليالدين نوهٴ اورخان (سلطان عثماني 736ـ761 ه ق)، دارونامهاي به زبان عربي نوشت، به نام روضةالعطر (لان يرتاض العطار)، در 44 فصل و يك مقدمه كه در آن شرح ميدهد، موٴلف كوشيدهاست همهٴ اطلاعاتي را كه از كتابهاي مختلف و از زبان متخصصان و تجربههاي خودش كسب كرده است، در يك جا